
متن زیر در سرمقاله روزنامه دنيای اقتصاد 12 آذر 87 آمده است،هدف من بازنویسی این مقاله نیست، اما اگراحمدی نژاد و ایران را به جای ماهاتیر محمد و مالزی بگذاریم و افعال و صفات را معکوس کنیم ، به نتایج جالبی میرسیم:
ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) با مالزی(ایران) چه کرد؟
ماهاتیر محمد(احمدی نژاد)، در حالی در مرز 84 (50)سالگی قرار دارد که میراثش برای کشور و مردم مالزی(ایران) بسیار بیشتر از آن است که بتواند به سن و سال او درآید.
وی که از سال 1981 (1384)تا 2003 (کنون)نخستوزیر(رییس جمهور) کشور مالزی(ایران) بود(است)، با اندیشهای منسجم و مبتنی بر(نقض) آزادیهای اقتصادی، توانست به جاودانهترین نخستوزیر مالزی(رییس جمهور ایران) نیز تبدیل شود. بهطوری که هم اکنون کسی نامی از سه نخستوزیر(رییس جمهور) پیش از ماهاتیر(احمدی نژاد) نمیآورد.برای اینکه به اهمیت ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) و اندیشههایش برای اقتصادی همچون اقتصاد ایران پی ببریم، لازم است بدانید که مالزی(ایران) کشوری است با اکثریت مسلمان، کشوری که به شدت از تنوع قومی برخوردار است -با اقلیتهای قدرتمند چینی(کرد) و هندی(بلوچ) و اکثریت مالایی- و هم چنین کشوری است نفت خیز -که البته بیشتر نفت تولیدی در این کشور به مصرف داخلی میرسد و صادرات اندکی دارد-. اینها همه شاخصهایی است که شباهتهای این کشور را با کشور ما نشان میدهد.مضافا این که تا قبل از سال 1980 (1384)بیش از 50(13)درصد مردمان این کشور زیر خط فقر قرار داشتند -در حالی که بنابر آمار رسمي دولت مالزی(ایران)، هم اکنون کمتر(بیشتر) از 4(18)درصد مردم زیر خط فقر هستند. البته خود ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) معتقد است توانسته است فقر را از 70درصد به 4درصد برساند-، جالبتر از همه این که دولت متحدی به نام مالزی تا قبل از سال 1963 وجود نداشته و از این سال دولت در این کشور شکل میگیرد و ایالتهای گوناگون تحت یک حکومت مرکزی ملی قرار میگیرند.برای شناخت کاری که ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) انجام داده است، ابتدا با زبان آمار و ارقام شاخصهای اقتصاد مالزی در قبل و پس از دوران نخست وزیری ماهاتیر محمد(رییس جمهوری احمدی نژاد) را بررسی میکنیم و سپس به نقش اندیشهها و سیاستهای وی در پیشرفت مالزی(ایران) اشاره خواهیم داشت.از سال 1980 (1384)تا 2003 (کنون)رشد اقتصادی مالزی(ایران) بهطور متوسط حدود 10(4)درصد بوده، در حالی که تورم به طور متوسط تک رقمی(دو رقمی) بوده است. هم چنین از سال 2000 (1384)تاکنون این کشور تورم متوسط کمتر(بیشتر) از 3(15)درصد را تجربه کرده و تولید ناخالص داخلی این کشور از 24 میلیارد دلار در 1980 به حدود 200 میلیارد دلار در سال 2005 رسیده است.همچنین صادرات این کشور از 14 میلیارد دلار در سال 1980 به 161 میلیارد دلار در سال 2005 رسیده و هم اکنون مازاد صادراتی بیش از 30 میلیارد دلاری دارد.حال که پیشرفت چشم گیر مالزی(ایران) مشخص و اهمیت ماهاتیر(احمدی نژاد) و نقشی که او برای مالزی(ایران) بازی کرده است، برای کشوری همچون ما روشن گردید، باید بدانیم که ماهاتیر(احمدی نژاد) چه کرد؟ و چگونه مالزی(ایران) را از میان فقیرترین (ثروتمند ترین)کشورهای آسیایی به یکی از کشورهای تازه صنعتی شده -New Nics-(تازه فقیر شده-New poors) تبدیل نمود؟ و این که کارهایی که او انجام داد، آیا از دست و زبان سیاستمداران ایرانی بر نمیآمد؟!در ابتدا باید اذعان کرد که ماهاتیر محمد(احمدی نژاد)، اندیشهای بر ساختگرا در جهت(عدم) توسعه دارد. یعنی معتقد است دولت میبایست(نمی بایست) نقشی فعال در توسعه کشور داشته باشد و از چیزی که خود وی نام آن را «حمایتگرایی(ستیزه گرایی) سازنده» میگذارد، دفاع میکند.در حالی که در مالزی (ایران)به طور متوسط از 48 تا 28درصد مالیات از بخش خصوصی گرفته میشود، زمینههای فعالیت بخش خصوصی(دولتی) آن چنان فراهم شده که میزان سرمایهگذاری در این کشور رشد بسیار(نا) مناسبی دارد. همچنین بنا بر اظهارات ماهاتیر محمد(احمدی نژاد)، دولت در هیچ (همه)زمینهای که بخش خصوصی فعال است، وارد نمیشود(میشود) و سرمایهگذاری نمیکند(میکند).ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) از مخالفان(موافقان) ملی کردن صنایع بود و اجازه نداد(داد) تا صنایع مالزی(ایران) ملی شوند و این خدمت بسیار بزرگی بود که در بسیاری از کشورهای دیگر همتای مالزی(ایران) صورت نپذیرفت. در دوران ماهاتیر محمد(احمدی نژاد)، حتی صنایع مادر همانند فرودگاهها، شركتهاي عمراني عظیم دولتی(خصوصی)، خطوط هوايي، شركتهاي آب و برق و بسياري از شركتهاي كوچك دولتي (خصوصی)خصوصي(دولتی) شدند.اندیشه او به طور خلاصه(عدم) تعامل نزديك دولت و بخشخصوصي بود. اين(عدم) تعامل به مالاییها(ایرانی ها) اين توانايي را داد كه تجارت خيلي راحت(سخت) انجام بشود و سود(ضرر) آن نيز از طريق ماليات(دولت) به دولت (ملت)برگردد.سیاست خارجی تحسینبرانگیز او هم در رشد اقتصادی این کشور بسیار موثر بود. وی در سالهایی که كشورهاي توسعه نيافته عامل توسعه نيافتگيخود را به گردن عوامل خارجي ميانداختند، راه(عدم) تعامل با دنیا را برگزید و نشان داد که از مزیتهای تجارت خارجي استفاده کردن(نکردن) و در عین حال امتیازهایی به این کشورها دادن(ندادن)، بیشتر در جهت استقلال(وابستگی) و البته رشد اقتصادی است و این تجربهای است که مالزی(ایران) مبدع آن نبوده(بوده) است، بلکه خود از بسیاری کشورهای دیگر این مهم را آموخت(نیاموخت). این اندیشه(عدم) تعامل با دنیا تا بدان حد در ذهن ماهاتیر(احمدی نژاد) قوی بود که وی زبان اصلی دانشگاهها و مراکز علمی و حتی بسیاری از مدارس را به انگلیسی تغییر داد. همچنین به جای(با) محکوم کردن شرکتهای چند ملیتی، با یادآوری نقش این شرکتها در افزایش(کاهش) اشتغال و انباشت تکنولوژی در این کشور، با ایجاد محیطی امن و آرام(نا امن)، شرایطی را ایجاد کرد که در دوران حضور وی سیل شرکتهای چند ملیتی به(از) درون اقتصاد مالزی(ایران) وارد(خارج) شدند و به سرمایهگذاری پرداختند. این امر تا آنجا گسترده شد که حدود 60(100)درصد سهام شركتهاي ثبت شده را به خارجيها(داخلی ها) واگذار کردند و کارهایی را در جهت رشد(رکود) اقتصادی انجام دادند که در غیر این صورت امکان انجام آن را نداشتند. جالبتر از همه اینکه از 27 (70)ميليون جمعيت مالزي حدود دو ميليون نفر آن را کارگران خارجی تشکیل میدهند. ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) در يك سخنرانی گفته است: «ما به جای استراتژی جایگزینی واردات(صادرات)، استراتژی توسعه صادرات(واردات) را پی گرفتیم و اجازه دادیم(ندادیم) خارجیها با تکنولوژی خود، کشور ما را صنعتی کنند. در حالی که اگر خودمان میخواستیم هر یک از این تکنولوژیها را بسازیم، 30 (100)تا 40 (200)سال طول میکشید(می کشد).» (استراتژی جایگزینی واردات، سیاستی است که در دهههای 60 و 70 مورد تاکید برخی اقتصاددانان با نگرش دولتی قرار داشت که طی آن کشورها با بستن درهایشان به سوی دنیای خارج سعی میکردند تا خودشان کالاهای وارداتی خودشان را تولید کنند و اصطلاحا به خودکفایی برسند! شایان ذکر است کشورهایی که از این سیاست پیروی کردند، دچار مصیبتهای اقتصادی فراوانی شدند و وادار به عوض کردن این استراتژی شدند. همچنین استراتژی توسعه صادرات، استراتژی رقیب این سیاست بود که به باز کردن درهای کشور به روی تجارت خارجي و همچنین به استفاده از دستاوردهای کشورهای صنعتی و توسعه صادرات کشور حکم میداد).ماهاتیر در سخنرانی مشهور خود در سال 2005 در ایران، جملهای را بیان کرده است که شایسته نتیجه گیری این مقاله است، وی گفت: «ايران يكي از پيشگامان تمدن بوده است كه مالزي در مقايسه با آن هیچ است، اما ما توانستیم (با اندیشه درست) بسیار سریع پیشرفت کنیم.» آری مالزی توانست و ما نتوانستیم. اما نباید از یاد برد کاری که ماهاتیر(احمدی نژاد) انجام داد، کار بزرگی بود، اما نه آن قدر بزرگ که از پس معمولی ترین آدمها برنیاید! تنها کاری که وی انجام داد، این بود که در یک کلام به علم اقتصاد، اعتماد(پشت) کرد. کاری که ما نکردیم! و هنوز هم تكليف خود را با اين مساله درسطوح اجرايي روشن نكردهايم."
ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) با مالزی(ایران) چه کرد؟
ماهاتیر محمد(احمدی نژاد)، در حالی در مرز 84 (50)سالگی قرار دارد که میراثش برای کشور و مردم مالزی(ایران) بسیار بیشتر از آن است که بتواند به سن و سال او درآید.
وی که از سال 1981 (1384)تا 2003 (کنون)نخستوزیر(رییس جمهور) کشور مالزی(ایران) بود(است)، با اندیشهای منسجم و مبتنی بر(نقض) آزادیهای اقتصادی، توانست به جاودانهترین نخستوزیر مالزی(رییس جمهور ایران) نیز تبدیل شود. بهطوری که هم اکنون کسی نامی از سه نخستوزیر(رییس جمهور) پیش از ماهاتیر(احمدی نژاد) نمیآورد.برای اینکه به اهمیت ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) و اندیشههایش برای اقتصادی همچون اقتصاد ایران پی ببریم، لازم است بدانید که مالزی(ایران) کشوری است با اکثریت مسلمان، کشوری که به شدت از تنوع قومی برخوردار است -با اقلیتهای قدرتمند چینی(کرد) و هندی(بلوچ) و اکثریت مالایی- و هم چنین کشوری است نفت خیز -که البته بیشتر نفت تولیدی در این کشور به مصرف داخلی میرسد و صادرات اندکی دارد-. اینها همه شاخصهایی است که شباهتهای این کشور را با کشور ما نشان میدهد.مضافا این که تا قبل از سال 1980 (1384)بیش از 50(13)درصد مردمان این کشور زیر خط فقر قرار داشتند -در حالی که بنابر آمار رسمي دولت مالزی(ایران)، هم اکنون کمتر(بیشتر) از 4(18)درصد مردم زیر خط فقر هستند. البته خود ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) معتقد است توانسته است فقر را از 70درصد به 4درصد برساند-، جالبتر از همه این که دولت متحدی به نام مالزی تا قبل از سال 1963 وجود نداشته و از این سال دولت در این کشور شکل میگیرد و ایالتهای گوناگون تحت یک حکومت مرکزی ملی قرار میگیرند.برای شناخت کاری که ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) انجام داده است، ابتدا با زبان آمار و ارقام شاخصهای اقتصاد مالزی در قبل و پس از دوران نخست وزیری ماهاتیر محمد(رییس جمهوری احمدی نژاد) را بررسی میکنیم و سپس به نقش اندیشهها و سیاستهای وی در پیشرفت مالزی(ایران) اشاره خواهیم داشت.از سال 1980 (1384)تا 2003 (کنون)رشد اقتصادی مالزی(ایران) بهطور متوسط حدود 10(4)درصد بوده، در حالی که تورم به طور متوسط تک رقمی(دو رقمی) بوده است. هم چنین از سال 2000 (1384)تاکنون این کشور تورم متوسط کمتر(بیشتر) از 3(15)درصد را تجربه کرده و تولید ناخالص داخلی این کشور از 24 میلیارد دلار در 1980 به حدود 200 میلیارد دلار در سال 2005 رسیده است.همچنین صادرات این کشور از 14 میلیارد دلار در سال 1980 به 161 میلیارد دلار در سال 2005 رسیده و هم اکنون مازاد صادراتی بیش از 30 میلیارد دلاری دارد.حال که پیشرفت چشم گیر مالزی(ایران) مشخص و اهمیت ماهاتیر(احمدی نژاد) و نقشی که او برای مالزی(ایران) بازی کرده است، برای کشوری همچون ما روشن گردید، باید بدانیم که ماهاتیر(احمدی نژاد) چه کرد؟ و چگونه مالزی(ایران) را از میان فقیرترین (ثروتمند ترین)کشورهای آسیایی به یکی از کشورهای تازه صنعتی شده -New Nics-(تازه فقیر شده-New poors) تبدیل نمود؟ و این که کارهایی که او انجام داد، آیا از دست و زبان سیاستمداران ایرانی بر نمیآمد؟!در ابتدا باید اذعان کرد که ماهاتیر محمد(احمدی نژاد)، اندیشهای بر ساختگرا در جهت(عدم) توسعه دارد. یعنی معتقد است دولت میبایست(نمی بایست) نقشی فعال در توسعه کشور داشته باشد و از چیزی که خود وی نام آن را «حمایتگرایی(ستیزه گرایی) سازنده» میگذارد، دفاع میکند.در حالی که در مالزی (ایران)به طور متوسط از 48 تا 28درصد مالیات از بخش خصوصی گرفته میشود، زمینههای فعالیت بخش خصوصی(دولتی) آن چنان فراهم شده که میزان سرمایهگذاری در این کشور رشد بسیار(نا) مناسبی دارد. همچنین بنا بر اظهارات ماهاتیر محمد(احمدی نژاد)، دولت در هیچ (همه)زمینهای که بخش خصوصی فعال است، وارد نمیشود(میشود) و سرمایهگذاری نمیکند(میکند).ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) از مخالفان(موافقان) ملی کردن صنایع بود و اجازه نداد(داد) تا صنایع مالزی(ایران) ملی شوند و این خدمت بسیار بزرگی بود که در بسیاری از کشورهای دیگر همتای مالزی(ایران) صورت نپذیرفت. در دوران ماهاتیر محمد(احمدی نژاد)، حتی صنایع مادر همانند فرودگاهها، شركتهاي عمراني عظیم دولتی(خصوصی)، خطوط هوايي، شركتهاي آب و برق و بسياري از شركتهاي كوچك دولتي (خصوصی)خصوصي(دولتی) شدند.اندیشه او به طور خلاصه(عدم) تعامل نزديك دولت و بخشخصوصي بود. اين(عدم) تعامل به مالاییها(ایرانی ها) اين توانايي را داد كه تجارت خيلي راحت(سخت) انجام بشود و سود(ضرر) آن نيز از طريق ماليات(دولت) به دولت (ملت)برگردد.سیاست خارجی تحسینبرانگیز او هم در رشد اقتصادی این کشور بسیار موثر بود. وی در سالهایی که كشورهاي توسعه نيافته عامل توسعه نيافتگيخود را به گردن عوامل خارجي ميانداختند، راه(عدم) تعامل با دنیا را برگزید و نشان داد که از مزیتهای تجارت خارجي استفاده کردن(نکردن) و در عین حال امتیازهایی به این کشورها دادن(ندادن)، بیشتر در جهت استقلال(وابستگی) و البته رشد اقتصادی است و این تجربهای است که مالزی(ایران) مبدع آن نبوده(بوده) است، بلکه خود از بسیاری کشورهای دیگر این مهم را آموخت(نیاموخت). این اندیشه(عدم) تعامل با دنیا تا بدان حد در ذهن ماهاتیر(احمدی نژاد) قوی بود که وی زبان اصلی دانشگاهها و مراکز علمی و حتی بسیاری از مدارس را به انگلیسی تغییر داد. همچنین به جای(با) محکوم کردن شرکتهای چند ملیتی، با یادآوری نقش این شرکتها در افزایش(کاهش) اشتغال و انباشت تکنولوژی در این کشور، با ایجاد محیطی امن و آرام(نا امن)، شرایطی را ایجاد کرد که در دوران حضور وی سیل شرکتهای چند ملیتی به(از) درون اقتصاد مالزی(ایران) وارد(خارج) شدند و به سرمایهگذاری پرداختند. این امر تا آنجا گسترده شد که حدود 60(100)درصد سهام شركتهاي ثبت شده را به خارجيها(داخلی ها) واگذار کردند و کارهایی را در جهت رشد(رکود) اقتصادی انجام دادند که در غیر این صورت امکان انجام آن را نداشتند. جالبتر از همه اینکه از 27 (70)ميليون جمعيت مالزي حدود دو ميليون نفر آن را کارگران خارجی تشکیل میدهند. ماهاتیر محمد(احمدی نژاد) در يك سخنرانی گفته است: «ما به جای استراتژی جایگزینی واردات(صادرات)، استراتژی توسعه صادرات(واردات) را پی گرفتیم و اجازه دادیم(ندادیم) خارجیها با تکنولوژی خود، کشور ما را صنعتی کنند. در حالی که اگر خودمان میخواستیم هر یک از این تکنولوژیها را بسازیم، 30 (100)تا 40 (200)سال طول میکشید(می کشد).» (استراتژی جایگزینی واردات، سیاستی است که در دهههای 60 و 70 مورد تاکید برخی اقتصاددانان با نگرش دولتی قرار داشت که طی آن کشورها با بستن درهایشان به سوی دنیای خارج سعی میکردند تا خودشان کالاهای وارداتی خودشان را تولید کنند و اصطلاحا به خودکفایی برسند! شایان ذکر است کشورهایی که از این سیاست پیروی کردند، دچار مصیبتهای اقتصادی فراوانی شدند و وادار به عوض کردن این استراتژی شدند. همچنین استراتژی توسعه صادرات، استراتژی رقیب این سیاست بود که به باز کردن درهای کشور به روی تجارت خارجي و همچنین به استفاده از دستاوردهای کشورهای صنعتی و توسعه صادرات کشور حکم میداد).ماهاتیر در سخنرانی مشهور خود در سال 2005 در ایران، جملهای را بیان کرده است که شایسته نتیجه گیری این مقاله است، وی گفت: «ايران يكي از پيشگامان تمدن بوده است كه مالزي در مقايسه با آن هیچ است، اما ما توانستیم (با اندیشه درست) بسیار سریع پیشرفت کنیم.» آری مالزی توانست و ما نتوانستیم. اما نباید از یاد برد کاری که ماهاتیر(احمدی نژاد) انجام داد، کار بزرگی بود، اما نه آن قدر بزرگ که از پس معمولی ترین آدمها برنیاید! تنها کاری که وی انجام داد، این بود که در یک کلام به علم اقتصاد، اعتماد(پشت) کرد. کاری که ما نکردیم! و هنوز هم تكليف خود را با اين مساله درسطوح اجرايي روشن نكردهايم."
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر